قواعد فقهیه جلد 1
توضیحات:
قواعد فقهیه جلد 1 اثری نفیس از آیتاللَه سید محمدمحسن حسینی طهرانی است که میتوان آن راشرح استدلالی قاعده لاضرر و لاضرار دانست. در این کتاب به بررسی روایات، نقد فقهای کلاسیک و معاصر، تطبیقات اجتماعی و مباحث اصولی بدیع پرداخته شده است.
- معرفی محصول:
مقدمه
چرا برخی احکام فقهی در عمل به ضرر مردم تمام میشود؟ چرا گاه حق مالکیت، حق جوار را نقض میکند؟ و چرا در برخی موارد، شریعت بهظاهر با منطق عقلایی در تعارض است؟
این پرسشها، دغدغهای است که آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی را به نگارش «قواعد فقهیه» سوق داده است. ایشان معتقدند که قواعد فقهیه، با وجود کاربرد گسترده در ابواب مختلف فقه، تاکنون شرح وافی و استدلالی نیافتهاند. بسیاری از فقها به ذکر مصادیق و فروع اکتفا کردهاند، اما به اثبات خود قاعده و مبانی نظری آن کمتر پرداختهاند.
جلد اول این مجموعه، بهطور مفصل به قاعده «لا ضرر و لا ضرار» اختصاص دارد. قاعدهای که در فقه اسلامی جایگاهی محوری دارد و در مسائل حقوقی، اجتماعی، و حتی سیاسی کاربرد فراوان یافته است. اما آیا این قاعده صرفاً ابزاری در دست حاکم است؟ یا حکمی فطری و اولیه که عقل آن را درک میکند؟
مؤلف با رویکردی روشمند، ابتدا دو مقدمه بنیادین را مطرح میکند. مقدمه اول: عدم صحت اخذ به روایت صرفاً بهخاطر نقل قدما. باید به سند، دلالت، و قرائن تاریخی توجه شود. مقدمه دوم: جایگاه قواعد فقهیه و تفاوت آن با مسائل اصولی و فقهی. این مقدمات، نشاندهنده دغدغه اصلی نویسنده است: تثبیت مبانی نظری قواعد فقهیه، نه صرفاً تکرار اقوال.
آنچه در این کتاب میخوانیم
این کتاب، سفری است در لایههای مختلف قاعده «لا ضرر و لا ضرار». آیتالله طهرانی با دقتی استثنایی، از بررسی سندی روایات آغاز میکند و به تحلیل مفهومی، اصولی، و اجتماعی قاعده میرسد. نظر ایشان در یک جمله: قاعده لاضرر، حکمی فطری و اولیه است، نه سلطانی و ثانوی. این بدان معناست که قاعده لاضرر، مانند حرمت سرقت، کذب، و ظلم، از احکام اولیهای است که عقل آن را درک میکند. این قاعده، نیازی به حکومت یا ولایت فقیه برای اجرا ندارد؛ بلکه در همه اعصار و شرایط، حتی در زمان حکومت ظالم، قابل استناد است. شارع مقدس، این حکم عقلی را تأیید و تثبیت کرده، نه اینکه آن را ابداع کرده باشد.
کتاب در چند محور اصلی سازماندهی شده است. ابتدا به بررسی سندی و محتوایی روایات پرداخته میشود؛ روایات شیعه و اهل سنت بهطور همزمان بررسی میشود و توجه به فضای تاریخی صدور روایت، قرائن خارجی، و زمینههای اجتماعی نیز مورد توجه قرار میگیرد. سپس تحلیل مفهومی ضرر و ضرار، تفاوت این دو واژه، و مرجع تشخیص ضرر مطرح میشود. در ادامه، نقد آراء فقهای کلاسیک و معاصر از جمله میرزای نائینی، آخوند خراسانی، شیخالشریعه اصفهانی، و آیتالله سیستانی صورت میگیرد. مؤلف با دقت به بررسی مسلک شیخ انصاری و فاضل تونی نیز میپردازد و نشان میدهد که چرا برخی از این دیدگاهها با واقعیت تاریخی و عقلی قاعده همخوانی ندارد.
یکی از بخشهای کلیدی کتاب، بحث درباره جایگاه قاعده است: آیا این قاعده فطری است یا سلطانی؟ مؤلف با استدلالهای محکم نشان میدهد که قاعده لاضرر از احکام فطریه است و نیازی به حکومت برای اجرا ندارد. این بحث، بهویژه در مواجهه با نظریههایی که قاعده را صرفاً ابزار حکومتی میدانند، اهمیت دارد. در ادامه، تطبیقات فردی و اجتماعی قاعده بررسی میشود؛ از قضیه سمره بن جندب و قلع نخل او گرفته تا حکم تخریب منازل برای توسعه خیابانها، توسعه مسجدالحرام، و نسبت قاعده با قوانین مدون کشورها. این تطبیقات نشان میدهد که قاعده لاضرر، نه تنها یک اصل نظری، بلکه ابزاری عملی برای حل مسائل روزمره و اجتماعی است.
در نهایت، کتاب به مباحث اصولی بدیعی میپردازد که کمتر در آثار دیگر به آن توجه شده است. رابطه معنای مطابقی و مراد جدی، تفاوت حکومت، تخصیص، و تخصص، و بحث درباره «لا»ی نفی جنس در حدیث لاضرر از جمله این مباحث است. این بخشها، نشاندهنده عمق نگاه مؤلف و تلاش او برای ارائه یک تحلیل جامع و چندبعدی از قاعده است. کتاب در 36 درس تنظیم شده که از مقدمات بحث و دلیل عقلی آغاز میشود، به بررسی سندی و محتوایی روایات میرسد، سپس به معنا و مفاد ضرر و ضرار میپردازد، و در نهایت با نقد نظریههای مختلف و ارائه مسلک مختار به پایان میرسد.
ویژگیهای برجسته کتاب
یکی از ویژگیهای بارز این کتاب، رویکرد تحقیقی و مبنایی آن است. آیتالله طهرانی به جای تکرار اقوال فقها، به اثبات خود قاعده میپردازد و نشان میدهد که چرا قاعده لاضرر از احکام فطری و اولیه است، نه سلطانی و ثانوی. این رویکرد، کتاب را از سایر آثار فقهی متمایز میکند. مؤلف با دقت به بررسی سندی روایات میپردازد و تأکید میکند که نباید صرفاً به خاطر نقل قدما، روایتی را پذیرفت؛ بلکه باید به سند، دلالت، و قرائن تاریخی توجه کرد. این نگاه انتقادی، بهویژه در بررسی روایت دعائم الاسلام و بحث درباره اعتبار قاضی نعمان، بهخوبی نمایان است.
ویژگی دیگر کتاب، پیوند قواعد فقهی با واقعیت اجتماعی و نظام حقوقی معاصر است. مؤلف نشان میدهد که قاعده لاضرر، نه تنها یک اصل نظری، بلکه ابزاری عملی برای حل مسائل روزمره و اجتماعی است. از قضیه سمره بن جندب و قلع نخل او گرفته تا حکم تخریب منازل برای توسعه خیابانها و توسعه مسجدالحرام، همه در این کتاب بررسی میشود. این تطبیقات، نشاندهنده کاربرد گسترده قاعده در حوزههای مختلف حقوقی، اجتماعی، و حتی سیاسی است.
سبک نگارش کتاب نیز قابل توجه است. این اثر در قالب درسنامه و به شکل شفاهی تنظیم شده است؛ تعابیری مثل «عرض میکنیم»، «گفتیم»، و «این مطالب مقدمهای برای جلسه بعد است» در سراسر کتاب دیده میشود. این سبک، باعث میشود خواننده احساس کند در یک کلاس درس حضور دارد و مستقیماً از استاد میشنود. ترکیب استدلال اصولی-فقهی با تحلیلهای عقلی و اجتماعی، عمق و جامعیت کتاب را دوچندان کرده است.
در نهایت، این کتاب برای مخاطبان خاصی نوشته شده است: طلاب سطح عالی، فضلای فقه و اصول، و خوانندگان آشنا با اصطلاحات حوزوی. اما با وجود تخصصی بودن، سبک روان و شفاهی آن، فهم مطالب را برای کسانی که پایههای اولیه فقه و اصول را دارند، آسان میکند. این کتاب، نه تنها برای طلاب حوزه، بلکه برای هر کسی که دغدغه فهم عمیق قواعد فقهی و کاربرد آنها در زندگی اجتماعی دارد، مفید است.
چرا این کتاب را بخوانیم؟
اگر به دنبال فهم عمیق قواعد فقهی هستید، نه صرفاً حفظ اقوال فقها، این کتاب برای شماست. آیتالله طهرانی با رویکردی نوین، نشان میدهد که قاعده لاضرر، نه یک حکم موقت و سلطانی، بلکه حکمی فطری و جاودانه است که در همه اعصار و شرایط قابل اجراست. این دیدگاه، تحولی در فهم ما از قواعد فقهی ایجاد میکند و نشان میدهد که شریعت، نه تنها با عقل سازگار است، بلکه بر آن مبتنی است.
این کتاب، ابزاری است برای کسانی که میخواهند در مسائل حقوقی، اجتماعی، و حتی سیاسی، به فهم دقیقتری از احکام اسلامی برسند. قاعده لاضرر، یکی از پرکاربردترین قواعد در فقه است و در مسائلی مانند حقوق مالکیت، حقوق جوار، تخریب املاک برای منافع عمومی، و حتی سیاستگذاریهای اجتماعی کاربرد دارد. با مطالعه این کتاب، میتوانید این قاعده را در موقعیتهای مختلف بهکار ببرید و تصمیمات آگاهانهتری بگیرید.
برای طلاب و فضلای حوزه، این کتاب فرصتی است تا با روش تحقیق و استدلال آیتالله طهرانی آشنا شوند. ایشان نشان میدهد که چگونه باید به روایات نگاه کرد، چگونه باید آراء فقها را نقد کرد، و چگونه باید قواعد فقهی را با واقعیت اجتماعی پیوند داد. این روش، نه تنها در فهم قاعده لاضرر، بلکه در فهم سایر قواعد فقهی نیز کاربرد دارد.
و در نهایت، این کتاب برای کسانی که دغدغه رابطه میان شریعت و عقل را دارند، اثری ارزشمند است. آیتالله طهرانی با استدلالهای محکم نشان میدهد که شریعت، نه تنها با عقل در تعارض نیست، بلکه احکام آن بر مبنای عقل و فطرت انسانی استوار است. این دیدگاه، بهویژه در دوران معاصر که پرسشهای زیادی درباره سازگاری شریعت با عقل مطرح است، اهمیت ویژهای دارد.
بریدهای از کتاب
«… بهطور کلی در تمام احکامی که مرتبط با مسائل اجتماعی مسلمین است، وظیفۀ حاکم این است که بهدنبال جعل این احکام، تخلفات و مسائلی را که مترتّب بر این احکام میشود پیگیری کند، وإلاّ اصل جعل آن قانون لغو خواهد بود و دیگر معنا نخواهد داشت. بنابراین وقتی که شارع مثلاً احکام عقد و ازدواج را تأسیس میکند، وظیفۀ حاکم این است که خودش این احکام را ترتیب اثر هم بدهد؛ مثلاً اگر شخصی به زوجه نفقه ندهد، وظیفۀ حاکم این است که نفقه را از زوج بگیرد. در مورد تمام این اختلافات نکاح و معاملات، چون با طرف مقابل ارتباط دارند، لذا از احکام اجتماعی محسوب میشوند. همچنین قاعدۀ ضرر و اضرار هم از احکام اجتماعی است، چون با طرف مقابل ارتباط دارند، لذا در تمام اینها وظیفۀ اول شارع جعل حکم است و وظیفۀ دوم او پیگیری نسبت به مسائل است…»
جمعبندی
قواعد فقهیه جلد اول، اثری است که فراتر از یک کتاب فقهی معمولی، به مثابه یک پروژه تحقیقی جامع در باب قاعده لاضرر عمل میکند. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با رویکردی مبنایی و انتقادی، نشان میدهد که قاعده لاضرر نه یک حکم موقت و سلطانی، بلکه حکمی فطری و جاودانه است که عقل آن را درک میکند و شارع آن را تأیید کرده است. این دیدگاه، تحولی در فهم ما از قواعد فقهی ایجاد میکند و نشان میدهد که شریعت، بر عقل و فطرت انسانی مبتنی است.
کتاب با بررسی دقیق روایات، نقد آراء فقهای کلاسیک و معاصر، و تطبیقات اجتماعی، ابزاری عملی برای فهم و کاربرد قاعده لاضرر در مسائل حقوقی، اجتماعی، و سیاسی ارائه میدهد. سبک درسنامهای و شفاهی کتاب، همراه با استدلالهای محکم و تحلیلهای عمیق، آن را به اثری ارزشمند برای طلاب، فضلای حوزه، و هر کسی که دغدغه فهم عمیق فقه و حقوق اسلامی دارد، تبدیل کرده است.
این کتاب، نه تنها برای کسانی که میخواهند قاعده لاضرر را بشناسند، بلکه برای کسانی که به دنبال روشی نوین در تحقیق فقهی و پیوند شریعت با واقعیت اجتماعی هستند، اثری بیبدیل است. مطالعه این اثر، دریچهای است به سوی فهمی عمیقتر از فقه اسلامی و کاربرد آن در زندگی معاصر.
| ناشر |
مکتب وحی |
|---|---|
| مولف |
آیت اللـه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی |
| موضوع |
قواعد فقه |
| زبان |
فارسی |
| نوبت چاپ |
اول |
| قطع |
وزیری |
| نوع جلد |
سخت (سلفون) |
- مشخصات:
| ناشر |
مکتب وحی |
|---|---|
| مولف |
آیت اللـه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی |
| موضوع |
قواعد فقه |
| زبان |
فارسی |
| نوبت چاپ |
اول |
| قطع |
وزیری |
| نوع جلد |
سخت (سلفون) |
شما هم درباره این محصول دیدگاه و یا پرسش خود را ثبت کنید
- مرتب سازی:
نقد و بررسیها
حذف فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.
۵۰۰,۰۰۰ تومان قیمت اصلی ۵۰۰,۰۰۰ تومان بود.۴۸۵,۰۰۰ تومانقیمت فعلی ۴۸۵,۰۰۰ تومان است.
۱۹۰,۰۰۰ تومان
۱۹۰,۰۰۰ تومان
۷۵۰,۰۰۰ تومان
۷۵۰,۰۰۰ تومان
۸۰۰,۰۰۰ تومان





نقد و بررسیها
حذف فیلترهاهنوز بررسیای ثبت نشده است.